بیا امشب که بس تاریک و تنهایم بیا ای روشنی اما بپوشان روی که می ترسم ترا خورشید پندارنداخوان.م امید بیا امشب که بس تاریک و تنهایم بیا ای روشنی اما بپوشان روی که می ترسم ترا خورشید پندارند و می ترسم که همه از خواب برخیزند و می ترسم که چشم از خواب بردارند نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را نمی خواهم بداند هیچ کس ما را ( م . امید ) ترسم منبع
درباره این سایت