شیخ بهایی (مخمس) /تاکی به تمنای وصال تو یگانه از ویکی‌نبشته تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه؟ خواهد به سر آید شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه رفتم به درصومعه عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمّار من یار طلب کردم و او یگانه ,وصال ,تمنای ,تاکی ,تمنای وصال ,یگانه اشکم ,بهایی مخمس منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کتابخانه عمومی اقبال لاهوری قرچک ووو خدمات سئو سایت وبرندینگ وافزایش درآمد travel theoppr3 کانون فرهنگی هنری آوای انتظار الان بخر تحویل بگیر رها یوزفول فروشگاه اینترنتی